جنگ هایی که به دلایل احمقانه شروع شدند

به گزارش مجله مدیریت ناب، خبرنگاران: جنگ دنیای اول با ترور فرانتس فردیناند آرشیدوک اتریش شروع شد و همه امروز موافقند که نیازی نبود به این دلیل یک جنگ دنیای راه بیفتد. پیامد این جنگ، مرگ میلیون ها سرباز و غیرنظامی، فلج شدن اقتصاد و درد جادوانه در سرتاسر دنیا بود.

جنگ هایی که به دلایل احمقانه شروع شدند

از سفر با تور سریلانکا به یکی از زیباترین کشورهای آسیایی سفر کنید و از شهرهای زیبای کلمبو و بنتوتا دیدن کنید.

جنگ آخرین چیزی است که هر ملتی آرزویش را دارد، چون در نهایت همه چیز های زیادی را از دست خواهند داد. امروزه افراد بیشتری کوشش می نمایند تا راهکار های دیپلماتیک برای مسائل پیدا نمایند، اما جنگ هایی وجود دارد که دنیا به سختی می تواند آن ها را فراموش کند. در این مطلب جنگ هایی را معرفی می کنیم که به بی فایده ترین و احمقانه ترین دلیل ها آغاز شدند.

جنگ بَسوس

جنگ بسوس بین دو قبیله باستانی در عربستان سعودی رخ داد. این جنگ در نتیجه کشتن شتری رخ داد که متعلق به مردی به نام سعدبن شمس، برادرزاده زنی به نام البسوس بود.

شتر او وارد چراگاه مخصوص یک قبیله دیگر شد. برادرزاده البسوس رهبر قبیله بَکر بود در حالی که سایر شتر ها متعلق به قبیله رقبیب، یعنی تقلیب بودند. جنگ وقتی آغاز شد که رئیس قبیله تقلیب فهمید که یکی از شتر ها متعلق به او نیست و آن را کُشت. سپس برادرزاده البسوس این خبر را شنید و رئیس تقلیب را کشت. این جرقه جنگ بین دو قبیله شد که 40 سال طول کشید و کشتگان زیادی به جای گذاشت.

جنگ جایگاه طلایی

جایگاه بدون پشتی طلایی، تخت سلطنتی قوم آشانتی بود و اعتقاد بر این بود که روحیه امپراتوری آشانتی را حفظ می نماید. این جایگاه بسیار محترم بود، فقط افراد کمی شانس این را داشتند که از نزدیک آن را ببینند چه برسد به اینکه روی آن بنشینند. آشانتی ها ساکنان سواحل غربی آفریقا هستند که غنای امروزی است. در آن موقع، در دهه 1900، وقتی رئیس آشانتی در تبعید بود، بریتانیایی ها سعی در استعمار سرزمین آن ها و به دست آوردن جایگاه طلایی داشتند.

در 25 مارس 1900، حاکم انگلیسی سِر فردریک میچل هاجسون خواهان نشستن روی این جایگاه شد و می خواست آن را با خود به انگلستان ببرد و به ملکه بدهد. آشانتی ها نتوانستند این بی احترامی بزرگ را تحمل نمایند، از این رو مادر رئیس قبیله، مردم را تحریک کرد تا با آن ها بجنگند. جنگی که سه ماه طول کشید و کشته های زیادی به جا گذاشت. بعد ها نیرو های بریتانیایی با درخواست پشتیانی پیروز شدند. پیامد این جنگ کشته شدن بیش از هزار سرباز و غیرنظامیان بی شماری بود.

نبرد کرنسبش (Karansebesh)

نبرد کرانسبش یک جنگ احمقانه بود که باعث شد ارتش اتریش هزاران نفر از مردان خود را بکُشد. در 17 سپتامبر 1788، در جریان جنگ اتریش و ترکیه، 100هزار سرباز اتریشی در نزدیکی شهر کرنسبش اردو زدند. گروهی از پیشاهنگان ارتش از رودخانه ای که در آن نزدیکی بود عبور کردند تا مطمئن شوند که دشمن از اردوگاه آن ها دور است. آن ها در راه با گروهی از کولی ها آشنا شدند که مقدار زیادی نوشیدنی محلی داشتند و مقداری از آن را به سربازان دادند. عده ای از سربازان متوجه این موضوع شدند و از پیشاهنگان تقاضای سهم کردند، اما آن ها امتناع کردند، به همین دلیل درگیری شدیدی بین آن ها رخ داد.

آن ها به هم تیراندازی کردند، بقیه سربازان هم فکر کردند دشمن به آن ها حمله نموده و وارد درگیری و تیراندازی شدند و بقیه اردوگاه هم به آن ها پیوستند. تا صبح حدود 10هزار سرباز، توسط نیرو های خودی کشته شدند.

جنگ خوک

امروزه روابط آمریکایی ها و انگلیسی ها با هم خوب است، اما یک قرن پیش، قضیه بسیار متفاوت بود. جزایر سن خوان بین واشنگتن و ونکوور نهاده شده است، اما مالکیت این سرزمین هیچ وقت به وضوح توسط آمریکا و بریتانیا تعیین نشد. در اوایل دهه 1800، شرکت بریتانیایی هادسون یک مرزعه پرورش خوک در این جزیره برپا کرد. بعدها، در سال 1859، ساکنان آمریکایی نشان دادند که فکر می نمایند این سرزمین متعلق به آن ها است. این باعث تنش شدید بین دو اردوگاه همسایه شد و هرکدام ادعای مالکیت این زمین را داشتند.

در پانزدهم ژوئن 1859، یکی از ساکنان آمریکایی خوکی را دید که در حال کندن زمین است و به خاطر آسیبی که به املاکش رسانده بود به آن شلیک کرد. کار او بریتانیایی های را خشمگین کرد. وقتی پلیس سعی کرد این مرد آمریکایی را دستگیر کند، او خواهان حمایت نظامی شد، چون مورد آزار یک دولت خارجی نهاده شده بود.

در ماه آگوست، 5 کشتی بریتانیایی با 2000 سرباز با سربازان آمریکایی در ساحل مسلح به توپ های آماده روبرو شدند. خوشبختان هر اردوگاه دستور شلیک در صورت شلیک را صادر نموده بودند، بنابراین هیچ کدام شلیک نکردند. این نبرد 6 هفته طول کشید، اما تنش ها 12 سال ادامه یافت تا اینکه آمریکا کنترل این جزیره را به دست گرفت.

جنگ بر سر گوش جنکینز

در سال 1731 بر سر گوش یک مرد، جنگی به راه افتاد. اسپانیایی ها عهدنامه ای امضا نموده بودند که به بازرگانان انگلیسی اجازه می داد 5000 تن کالا و هر تعداد برده که می خواستند از مستعمرات اسپانیایی ببرند، چیزی که فرانسوی ها را واقعا عصبانی کرد. این معاهده صلح نبود، چون دو منطقه بیشتر اوقات در جنگ بودند.

در سال 1731 جولیو فاندینو، فرمانده گارد ساحلی اسپانیا سوار یک کشتی بریتانیایی شد و رابرت جنکینز، کاپیتان کشتی را متهم به قاچاق کرد و به عنوان مجازات، گوش او را برید. در سال 1738، مجلس بریتانیا در خصوص این مساله جلسه ای برگزار کرد. جنکینز گوش قطع شده خود را آورد و آنقدر بریتانیایی ها را عصبانی کرد که اعلام جنگ کردند. 407 کشتی بریتانیایی و 186 کشتی اسپانیایی از بین رفتند و بیش از 24هزار سرباز در جنگی کشته شدند که در نهایت بدون هیچ پیروزی به خاتمه رسید.

جنگ شیرینی

در اواخر دهه 1830، فرانسوی ها و مکزیکی ها درگیر جنگ احمقانه ای شدند: جنگ بر سر شیرینی ! دولت فرانسه از ناتوانی مکزیک برای پرداخت بدهی های خود عصبانی بود. تنش های دیپلماتیک هم زیستی شهروندان فرانسوی و مکزیکی را سخت نموده بود، به همین دلیل کشمکش و درگیری بسیار رایج بود. در سال 1838 یک شیرینی پز فرانسوی به دولت فرانسه شکایتی مبنی بر غارت مغازه اش ارائه داد.

او ادعا کرد که مغازه اش در مکزیکوسیتی که 60هزار پزو ارزش داشته، غارت شده است. پادشاه فرانسه هم از او حمایت کرد و از مکزیک خواست خسارت این مرد را پرداخت کند و چون مکزیک امتناع کرد، جنگ به راه افتاد. فرانسه ناوگان جنگی خود را فرستاد و 120 نفر کشته و بیش از 180 نفر مجروح شدند. آمریکا دو کشور را دعوت به مذاکره کرد. پس از مذاکره، 60هزار پزوی شیرینی پز به او داده شد.

جنگ پرچم

جنگ پرچم از مارس 1845 تا ژانویه 1846 در نیوزیلند رخ داد. در ششم فوریه، امضای معاهده ویتانگی به بریتانیایی ها اجازه داد قانونا نیوزیلند را تصرف نمایند که مورد قبول قبایل محلی نبود. انگلیسی ها کنترل خود را بیشتر کردند و پایتخت را از ویتانگی به اوکلند منتقل کردند. این موضوع برای قبیله مائوری که قبلا توافقنامه ای را برای حفظ استقلال خود امضا نموده بودند، بسیار ناراحت نماینده بود.

بعد از اینکه این منطقه به خاطر انتقال پایتخت درآمد زیادی را از دست داد، برعلیه انگلیس شورش کردند. آن ها در 8 جولای 1844، میله پرچم ملی انگلیس را بریدند، اما طولی نکشید که بریتانیا پرچم جدیدی برپا کرد که باز هم بریده شد. طی شش ماه، سه بار پرچم قطع شد و دوباره جایگزین شد. این مدتی ادامه یافت تا اینکه 600 مرد مسلح از قبیله مائوری به شهر حمله کردند و با بریتانیایی ها جنگیدند و علیرغم تعداد کمشان پیروز شدند.

جنگ به خاطر دیر رسیدن اخبار

این جنگ دیگری بین آمریکا و انگلیس بر سر نیواورلئان بود. نیرو های انگلیسی به امید تصرف نیواورلئان در 8 ژانویه 1815 راهی لوئیزیانا شدند و نمی دانستند که امضای معاهده صلح، کنترل این منطقه را به آمریکا داده است. نیرو های انگلیسی با مقاومت گسترده نیروهای آمریکایی در مرز روبرو شدند و جنگ بین آن ها یک هفته طول کشید. تا اینکه فهمیدند این جنگ بی فایده است، چون پیمان صلح در 24 دسامبر سال قبل امضا شده است، اما رسیدن خبر در آن موقع زیاد طول می کشیده است.

جنگ ماهی

این جنگ بین بریتانیا و ایسلند بر سر چند صد متر منطقه ماهیگیری رخ داد. در سال 1958، ایسلند ادعا کرد که فقط ایسلندی ها حق ماهیگیری در 19.5 کیلومتر از منطقه ساحلیشان را دارند. انگلیسی ها از این موضوع زیاد مسرور نشدند، چون این عدد 6.5 کیلومتر بیشتر از چیزی بود که قبلا توافق نموده بودند. تنش بین آن ها بالا گرفت و کاپیتان ها آغاز به پرتاب ماهی به یکدیگر کردند. وقتی گشت ایسلند سعی کرد سوار یک کشتی انگلیسی گردد و انگلیسی ها با تبر او را دنبال کردند، این درگیری شدت گرفت.

ایسلند حتی سعی کرد یک کشتی انگلیسی را منفجر کند اما آن ها هم توسط دسته ای از قایق های انگلیسی دنبال شدند. در خاتمه ، ایسلند با 6 کشتی در برابر ناوگان سلطنتی بریتانیا نهاده شد. در سال 1986 بود که انگلیسی ها بعد از اینکه مورد تمسخر بین المللی نهاده شدند و پول زیادی را هزینه نظامی کردند، تصمیم گرفتند کنار بکشند و به ایسلند اجازه دهند آب های خود را حفظ کند.

جنگ دیگ سوپ

این یکی از جالب ترین جنگ های تاریخ است، زیرا امپراتور مقدس روم به خاطر یک دیگ سوپ، اعلام جنگ با هلند کرد. این جنگ در سال 1784 در هلند رخ داد. در آن موقع هلند به دو بخش هلند شمالی و هلند اتریشی تقسیم می شد که تحت حمایت امپراتور مقدس روم بود. از اواخر دهه 1500 هلند شمالی مانع استفاده کشتی های تجاری از رودخانه شلده برای دسترسی به بلژیک تحت حکومت اتریش می شد. در سال 1784 امپراتور تصمیم گرفت سه کشتی به رودخانه بفرستد و انتظار نداشت هلندی ها متوجه آمدن آن ها شوند. اما اشتباه می کرد. هلندی ها متوجه شدند و تنش ها شدت گرفت. کشتی جنگی هلندی یک گلوله شلیک کرد که به دیگ سوپی که روی کشتی رومی بود برخورد کرد. این به تنهایی باعث شد ارتش او تسلیم شوند. امپراتور در 30 اکتبر 1784 اعلام جنگ کرد اما کسی او را جدی نگرفت، چون این فقط یک دیگ سوپ بود!

منبع: top10hq

منبع: برترین ها
انتشار: 1 بهمن 1398 بروزرسانی: 1 بهمن 1398 گردآورنده: mnab.ir شناسه مطلب: 597

به "جنگ هایی که به دلایل احمقانه شروع شدند" امتیاز دهید

1 کاربر به "جنگ هایی که به دلایل احمقانه شروع شدند" امتیاز داده است | 5 از 5
امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "جنگ هایی که به دلایل احمقانه شروع شدند"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید